|
communications sciences |
|||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|||||||
|
|
|
|
|||||
|
مديريت داراييهاي رسانهاي نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385 ساعت 10:58 AM نويسنده : دكتر يونس شكر خواه (قسمت دوم) نگاه نزديكتر به سيستمهاي مديريتي مديريت رسانههاي ديجيتال، پايه همه اين سيستمهاي مديريتي را شكل ميدهد. تميز دادن بين شكلهاي گوناگون سيستمهاي مديريتي روز به روز دشوارتر ميشود و علت اين امر هم چيزي جز تداخل عملكردهاي اين سيستمها نيست. به همين خاطر در آينده شاهد در هم تنيده شدن اصطلاحات و كاركردهاي اين حوزهها نيز خواهيم بود. فرادادهها اطلاعات ميدهند اصليترين اطلاعاتي كه در سيستم مديريت داراييهاي رسانهاي نگهداري ميشود متشكل از اشيا و چيزهايي است كه بايد حفظ شود (Objects) به عنوان مثال دادهها اشيايي كه بايد نگهداري شوند- از شكلهاي مختلفي از جمله عكس يا متن تشكيل ميشوند. فرادادهها در واقع چارچوب اطراف اين اشيا را شكل ميدهند. به عبارت بهتر فرادادهها در واقع اين اشياي نگهداري شده را توصيف ميكنند و باعث تمايز آنها از يكديگر ميشوند و به عنوان يك قاعده از نظر ساختار و اندازه قابل انطباق هستند.ثبت يا توليد اتوماتيك فرادادهها مهمترين وظيفه در هر سيستم مديريت داراييهاي رسانهاي است چرا كه اين فرادادهها هستند كه روشهاي بعدي و يا حوزههاي كاربرد بعدي را امكانپذير و يا غيرممكن ميسازند. براي اينكه براي فرادادهها مثال ارايه كنيم ميتوانيم به توصيف يك صدا اشاره كنيم (شي: صداي بوق، فراداده:<بوق اتومبيل>) يا توليد اتوماتيك ابعاد يك تصوير از طريق يك DPI خاص يا توصيف محدوديتهاي حقوقي مربوط به استفاده از يك تصوير. انباشت منفرد، كاربردهاي چندگانه رسانهها به شيء تبديل ميشوند اطلاعات در قالب دادهها ماده خامي است كه توسط صنعت چاپ مورد استفاده قرار ميگيرد و قبل از رنگ و كاغذ سر و سامان ميگيرد. صنعت چاپ بايد هرچه از دستش برميآيد، صورت دهد تا از تحولات در آينده عقب نماند. داراييهاي ديجيتال آيا مديريت داراييهاي رسانهاي، جهاني كاملاً متفاوت است؟ البته چنين نيست. <دادههاي رسانهاي>، دادههاي رسانهاي ديجيتال شدهاي هستند كه معرف داراييها ميباشند. اين داراييها، سندهايي هستند كه در آنها سرمايهگذاري شده و قابل فروختن ميباشند. پيش شرط: سندها بايد به شيوهاي مفيد ذخيره شده و هنگام نياز به راحتي قابل بازيافت باشند. مديريت مايملك رسانهاي يك سيستم مديريت داراييهاي رسانهاي، مثل يك سيستم مديريت محتوا، به اشياي رسانهاي نظير متنها، تصويرها و گرافيكها ساختار ميدهد و از تهيه، مديريت تا پردازش و كاربرد آنها حمايت به عمل ميآورد. به همين لحاظ، تمركز رسانهاي خنثي اين اشياي رسانهاي كه قابل كاربرد مجدد هستند و همچنين نمايهسازي ساختمند اين اشياء، نقش مهمي ايفا ميكند. بنابراين، يك سيستم مديريت داراييهاي رسانهاي از طريق كاركردهاي خود به يك سيستم مديريت محتوا تبديل ميشود.پسوندهاي مهم در سيستم مديريت داراييهاي رسانهاي حكم ابزارهايي را دارند كه براي تحليل و دسترسي به دادهها و خود داده (به عنوان مثال اندازه يك فايل، ورژن و ريشه آن) بهكار ميآيند و بنابراين براي دسترسي بهينه به اطلاعات نقش مهمي ايفا ميكنند. افزون بر اين، پسوندها همچنين حكم ابزارهايي را دارند كه كار با اشياي ديجيتال را كه بايد مديريت شوند سادهتر ميسازند. بنابراين مديريت محتوا از نظر كاركرد عميقاً با مديريت داراييهاي رسانهاي براي مديريت داراييهاي رسانهاي تفاوت دارد، اما از نظر نوع مديريت داراييها تفاوت چنداني ندارند. تبديل دادههاي خام به داراييها دادههاي ديجيتال در سيستمهاي ساده مديريت دادهها معرف مواد خام توليد رسانهاي هستند كه توسط اين سيستم در كانالهاي گوناگون رسانهاي توزيع ميشوند. پتانسيل مديريت دادههاي ساده به خوبي شناخته شده و براي به روزسازي اتوماتيك محتوا مورد استفاده قرار ميگيرد. (در توليد كاتالوگها).برخلاف مديريت دادههاي ساده، دادهها در سيستمهاي مديريت داراييهاي رسانهاي معرف چيزي بسيار فراتر از مواد خام براي توليدات رسانهاي هستند. آنها داراييهايي هستند كه حكم كالاهاي داراي ارزش افزوده را دارند. داراييشدن از طريق فرادادهها دادهها، علاوه بر محتواي اطلاعاتي اوليه خود، هنگامي به دارايي تبديل ميشوند كه داراي اطلاعاتي بيشتر در قالب فراداده شوند (و نيز اطلاعات مربوط به حقوق استفاده از آنها).يك سيستم پشتيباني رسانهاي از طريق ارتباط راهحلهاي سيستمي به سيستمهاي مديريت داراييهاي رسانهاي نظير EDC (گردآوري دادههاي شركتي)، PPS (سيستمهاي برنامهريزي توليد) و سيستمهاي CRM (بازاريابي براي رابطه با مشتري) شكل ميگيرد. دادهها اطلاعات بيشتري را به خود ميگيرند (فرادادهها) و همين امر باعث تبديل آنها به داراييهاي با ارزش ميشود.به عنوان مثال، دادههاي برخاسته از مديريت اسناد از طريق همگرايي با سيستمهاي EDC (گردآوري دادههاي شركتي) داراي ارزش بيشتري شده و به دارايي تبديل ميشوند. اين نوع اقدامات باعث افزايش ارزش اطلاعات و بهرهمندي بيشتر مديريت و پرسنل ميشود. تبديل شدن مواد خام به دارايي يك مثال: از طريق همگرا شدن دادههاي توليد، نظير زمان كار با اسناد پردازش شده، محاسبه زمان دقيق مورد نياز براي توليد يك سند قابل محاسبه ميشود. اين نوع اطلاعات براي رسيدن به يك شفافيت گرانقيمت، بسيار مهم است. مديريت داراييهاي رسانهاي مواد خام را به دارايي تبديل ميكند. براي تعيين اين نكته كه چه شركتهايي از سيستمهاي مديريت داراييهاي رسانهاي منتفع ميشوند، طبقهبندي آنها در صنعت چاپ مفيد است. صنعت چاپ به مقولاتي چون چاپ تجاري، بستهبندي يا چاپ روزنامه قابل تفكيك است. اما تفاوتهايي هم در عمق رسانهها و عمق فرايندها وجود دارد .عمق رسانهاي دال بر ميزان فروش محتوا از جانب يك شركت چاپي به عرصهاي فراتر از رسانههاي چاپي است. اما عمق فرايند ابزار اندازهگيري سطوح عمق توليد است. شركتهاي تك سطحي عمدتاً بر چاپ تكيه دارند، اما بايد در نظر داشت كه حوزههاي پيش و پس از چاپ هم داراي فرصتهاي رشد دهنده هستند.يكي از طبقهبنديهايي كه حكم راهنما را دارد بر تمايزهاي سه نوع اصلي با توجه به عمق فرايندهاي فردي آنها تكيه دارد: كارخانه چاپ (چاپخانه)، مدير اسناد و فراهمآورنده براي رسانهها. كار فراهم آورنده براي رسانهها اين است كه دادهها را براي فرايند چاپ بهدست آورد و علاوه بر آن اين دادهها را به ساير رسانههاي توزيعكننده نظير اينترنت نيز بدهد. فرايند چاپ، براي مديريت داراييهاي رسانهاي، فقط يكي از چندين كانال توزيع است. به همين خاطر، پاي بحث چهارمي به نام مدير داراييهاي رسانهاي هم به موضوع باز ميشود و طبقهبندي ماتريس قبلي كه از سه پديده حكايت داشت از يك نوع چهارم هم برخوردار ميشود. در واقع ميتوان گفت كه مدير اسناد از قابليتهاي دادهاي برخوردار است و فراهم آورنده براي رسانهها، از قابليتهاي رسانهاي.بنابراين توقع ما از يك مدير داراييهاي رسانهاي، <پالايش دادهها> است. به عبارت بهتر، دادهها براي يك مدير داراييهاي رسانهاي فقط حكم مواد خامي را ندارند كه در خدمت توليد رسانهاي هستند، بلكه حكم داراييهاي منفردي را دارند كه با گرفتن اطلاعات بيشتر (فرادادهها) داراي ارزش بيشتر ميشوند.در حالي كه مديران دستاندركار حوزه فراهمآوري براي رسانهها قادر به مديريت چاپ انواع فرمتها هستند، اما صلاحيت اصلي آنان در حوزه چاپ است. نوشته شده توسط
حسام الدين مقدس زاده | مديريت داراييهاي رسانهاي نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385 ساعت 11:5 AM
طيف وسيعي از مفاهيم و تكيه كلامها در ارتباط با موضوع مديريت دادهها مطرح است. بعضي از مفاهيم و اصطلاحات <مد روز> هستند و حال آنكه برخي ديگر از آنها هم كاركردهاي ويژهاي را توصيف ميكنند. رسانهها حاملهاي اطلاعات ديجيتال هستند، حامل هايي كه در طيف گستردهاي از فرمتها، كيفيتها، انواع و اندازهها بروز ميكند. به عنوان نمونههايي از اين حاملها ميتوان به تصاوير و گرافيكها در فرمتهاي EPS , TIFF يا JPEG يا فرضاً به متنهاي برخاسته از واژهپردازهايي چون Word اشاره كرد و يا به سندهاي برآمده از برنامههاي نشر روميزي مثل كداك اكسپرس و اينديزاين (به عنوان فايل ارژينال و سندهاي. PDF ) افزون بر اين، سايتهاي اينترنتي با زبانHTML ، فايلهاي موسيقي با فرمت WAV يا 3 MP، فايلهاي Quicktime يا AVI و بسياري از موارد ديگر جزو رسانهها به حساب ميآيند. اين رسانهها ميتوانند از طريق كانالهاي گوناگون با فرمهاي مختلف توزيع شوند. ما صاحب محصولات چاپي كلاسيكي چون روزنامهها، كاتالوگها، بروشورها، مجلات و برگهها و اوراق تبليغاتي هستيم، علاوه بر اين، امكان توزيع اين اطلاعات از طريق اينترنت يا ساير شكلهاي چندرسانهاي (مولتي مديايي) نظير سيدي و ديويدي و نيز از طريق راديو و تلويزيون هم وجود دارد. دادهها براي رسانههاي مختلف اكنون اين امري رايج است كه اطلاعات را بهطور همزمان از طريق چند كانال توزيع كنيم و همين نكته باعث ميشود تا يك اطلاع واحد در چند صورت مختلف ذخيره شود چرا كه هر كانالي، فرمت دادههاي خاص خود را طلب ميكند. به اين نوع ذخيرهشدن افزونگي ميگويند. حاصل چنين روندي، انباشتگي فراوان اطلاعات است كه نياز به مديريت دارد و اين همان نقطهاي است كه سيستم مديريت داراييهاي رسانهاي وارد عمل ميشود. اگر بخواهيم موضوع را ساده كنيم، هدف اين است كه تمام رسانههايي را كه يك شركت بهكار گرفته است، مديريت و آرشيو كنيم. اما به جز اين، به فرادادهها (Metadata) هم نياز داريم. اين فرادادهها همان اطلاعاتي هستند كه ما با استفاده از يك برچسب بر پشت يك عكس الصاق ميكنيم. اما در همين حال، در دنياي دادههاي ديجيتال بايد اين فرادادهها را بهطور جداگانه مديريت كنيم. در واقع، فرادادهها اطلاعات توصيفي هستند و اطلاعات مربوط به حقوق و مجوزهاي دادهها. كاربران چه كساني هستند؟ براي تعيين ميزان فرصتها و مخاطرات پيش روي كاربران سيستم مديريت داراييهاي رسانهاي پرسشهايي مطرح شده است كه تمركز اصلي آنها بر شركتهاي متوسط در صنعت چاپ است و البته در طراحي اين پرسشها در نظر گرفتن مزاياي بالقوه براي مشتريان هم لحاظ شده است. پرسشها از اين قرار است: - كاربرد سيستم مديريت داراييهاي رسانهاي با چه ماشيني مفهوم دارد؟ چه مزيتهايي براي كاربران هست؟ - يك شركت چاپي به چه مزايايي در ارتباط با سيستم مديريت داراييهاي رسانهاي دست مييابد. آيا مشتريان چاپخانهها هم منتفع ميشوند؟ - آيا در اثر صرفهجويي در مخارج، ارتباطات با مشتريان ارتقا خواهد يافت؟ مديريت محتوا، مديريت رسانهها محتوا است. هدف مديريت محتوا خدمت به همه كانالهاي توزيع است. علاوه بر اين، مديريت محتوا ميتواند كاركردهايي را هم براي تدارك، عرضه و توزيع اتوماتيك محتوا فراهم سازد. مديريت محتواي وب براي اداره وبسايتهاي بزرگتر بهكار ميرود و از اين نظر جالب است كه به پردازش راحت محتواي وب و مديريت رسانههايي كه عمدتاً براي اينترنت آماده ميشوند، كمك ميكند. مديريت اسناد مديريت اسناد همانگونه كه از نامش پيداست به مديريت سندها مربوط ميشود و به اسكن كردن و ذخيرهسازي آنها به صورتي كه قابل خواندن باشند. از آنجايي كه قابليت خوانده شدن اسناد اولويت دارد و از اهميت فراواني برخوردار است، ويژگيهاي بصري نظير رنگ، جزييات و ساختار كاغذ در فرايند ديجيتالسازي به عنوان يك قاعده ضبط و ثبت نميشوند. حوزه مهم ديگري كه در مديريت اسناد مورد تأكيد است آرشيو اسناد به گونهاي است كه قابليت مميزي داشته باشد. هدف مديريت دانش، تركيب اطلاعات با تجارب و دانش موجود است كه به ايجاد پايگاه دانش ميانجامد و قابل مديريت هم باشد. كنترل فرايند مديريت دانش در جهان امروز از اهميت ويژهاي برخوردار است و علت آن هم اين است كه قابليت شركتها براي بقا، صرف نظر از اندازه آنها، دقيقاً به كاربرد بهينه آنها از منابع دانش خودشان وابسته است. مديريت دادههاي شركتي هدف مديريت دادههاي شركتي انباشت و مديريت كل اطلاعات و محتواي يك شركت است. نوشته شده توسط
حسام الدين مقدس زاده | |
|
||||||
|
|
|||||||